فاتحه ای برای شجریان
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 9:47
پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۰ - 22:31 - امیرحسین عربزاده - جریان چپ قبل از انقلاب بسیاری از روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان ایران را تحت تاثیر قرار داد.بطوریکه بسیاری از مشاهیر جریانات کمونیستی را راه حل نجات بشر میدانستند.این موضوع در رمانهای دهه های سی تا پنجاه بسیار پررنگ است.رمانهایی که مشحون...
من،خیال و احتمالا لبخندی کپک زده
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 9:47
جمعه دهم اردیبهشت ۱۴۰۰ - 21:33 - امیرحسین عربزاده - دیروز دیدمشنبش خیابان بیخیالیبا عده ای نشسته بود و خیال رنده میکردگفتم چه میکنی؟گفت برای سفره ی امشب غذا جفت و جور میکنمخیال رنده شده داریم با کمی لبخند کپک زندهاحتمالا همسایه برایمانکمی آه نیز خواهد آوردچون آنها امشب کباب غاز دارندولی مهم نیستمهم ...
خط کش ها را باید شکست
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 9:47
چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۰ - 9:19 - امیرحسین عربزاده - #انقلاب_اسلامی برکات زیادی را به همراه داشته است.برکاتی که برای ذکرش باید روزها وقت گذاشت اما دو علت عمده مانع از دیدهشدن برکات انقلاب اسلامی شده است: ۱. #اقتصاد ۲. #رسانهتضاعف مشکلات اقتصادی با عملیات ویژه رسانه ای غرب موجب شده است تا آنطور که ...
درد چیست؟
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۹ - 0:18 - امیرحسین عربزاده - درد چیست؟شاید آه کودک گرسنه ایستکه همین حالا مُردو چه دردناک است وقتی من و تو هر روز ملودرام عاشقانه ای راتوامان با مرگ هزاران کودک گرسنهآغاز میکنیم ما را از کرونا ترسانیده انداما من بیشتر از آه کودک گرسنه ای میترسم که حتیبه فکرش هم نبودم چه رسد ب...
نگاهی به یک اتفاق
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۹ - 2:11 - امیرحسین عربزاده - اشاره؛ کم و بیش دوستان میدانند در #دانشگاه_صدا_و_سیما مشغول تحصیل در رشته #رادیو هستم. درسی داریم به نام #رادیو_تعاملی با استادی به نام #دکتر_اخگری! میدانم هر دو نام برایتان ناآشناست! چون نه راد
یلدایی امسال
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۹ - 2:12 - امیرحسین عربزاده - پاییز امسال هم در حال تمام شدن است.هر وقت به پایان چیزی میرسم توجهم جلب میشود و درباره اش فکر میکنم. مثلا همین پاییز! پاییز امسال چطور تمام میشود؟ عده ای در فکر اینکه پاییز هم مثل بقیه ی فصلهاست ف
آخرین یلدای سیزده دار
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
آخرین یلدای سیزده دار تمام شد شاید نحسی سیزده مارا گرفته که تو هزار سال است نیامدی همیشه صفرها شروع بوده اند شروع خوبی ها شروع آنچه که باید می شد و تا بحال به هزار و سیصد نود و نه دلیل نشده است اما حالا که همه چیز قرار است از نو باشد از دو صفر حالا دیگر بیا ما منتظرت هستیم بعد از زمستان بهار که بیای...
یک عکس و دو واگویه
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
گاهی وقتها یک عکس معنایی به وسعت هزاران کتاب دارد.من فکر میکنم عکسها ناخودآگاه آدمها را نشان میدهد.آنِ عکس همان خود وجود آدمهاست. دیشب عکس دسته جمعی رادیویی ها با آقا را دیدم.مثل خیلی از گروههای دیگر که با ایشان دیدار داشتند،گرم و صمیمانه بود. دیدن
به وقت دوشنبهxa0 هشتم آبان ۹۹
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
قصه ی عجیبیست انگار همه چیز از دوشنبه شروع شد نمیدانم بعد از چند است این رسیدن روز رفتنت به دوشنبه دوباره همان روز نحس از پس روزهای هفته به دوشنبه رسیده است و درست روز رفتنت دوباره دوشنبه شد هوای دوشنبه ها مادرانه است #سلام_بر_کشته_ی_روز_دوشنبه
بنده و تابنده
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۹ - 12:11 - امیرحسین عربزاده - یکم.انسان در مسیر شدن بنا به اقتضاء خلقت نیازمند مرشد است.مرشد آنکه مسیر را روشن مینماید و راه درست را نشان میدهد چنانچه نباشد موجب هلاکت است.در زندگی هر انسانی کسانی از این دست هستند.کسانی که
اندوه میراث آدمیست
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۹ - 20:42 - امیرحسین عربزاده - انسانها را کشت جایزه گرفتو عده ای اندوهگین درختها را برید محکوم شدو عده ای اندوهگین اندوه میراث آدمیستاز همان بدو زیستن اولی اندوهگین شد چرا او نکشت؟تا جایزه مال او باشد دومی اندوهگین شد چون درختی س
سفر به مریخ و لایقان گوساله سامری
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۹ - 11:23 - امیرحسین عربزاده - عجیب بود.بدون تعارف و خود بزرگ بینی اینکه #امارات ماهواره هوا کرده باشد هم عجیب است هم خیلی عجیب!نیازی به آمار و ارقام نیست تا بدانیم رتبه ی علمی امارات متحده عربی چند است و کجاست؟!کسی که خودش ا
من ، شب و یک استکان مهتاب
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 17:35
شنبه سی ام اسفند ۱۳۹۹ - 22:27 - امیرحسین عربزاده - یک استکان مهتاب مهمان شبم در روزگاری که مهمانی جرم است هر شب دور از چشم مردمان همیشه خواب مهتاب مینوشم با دو حبه نسیم کنار پنجره ی انتظار روبروی خیابان... راستی نام این خیابان چیست؟ که من هر شب خیر
آزاده ی خمینی
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 23:04
اندکی تامل در آنچه از او باقیمانده است هر انسان صاحب انصافی را بر آن میدارد که سید مرتضی آوینی رجل است نه انگاره ای در هیبت مردانه!آوینیِ به ما رسیده مجلداتیست از نوشته هایش و چند حلقه فیلم که لابد از
چهارده گانه �مراثی انتقام�
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
۱.پایان صبر ما صبر میکنیم،صبری انقلابی!اگر نبود وصیت مولایمان به صبر ، این قرون مجالی برای صبر نبود! اما امروز زخمی بر وجودمان آمده است که صبر را به سر آورد و دیگر جوازی برای آن باقی نگذاشت که میثاق م
برف
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
هر دانه را دو فرشته تا زمین همراهی میکردند و فرشی به وسعت یک شهر،سپیدِسپید زیر پای ادمها پهن شد.اما آدمها که عادتشان لگد کردن است،صبح، بعد از اینکه با یک خمیازه ی ممتد از خواب برخاستند،چکمه هایشان را
اثر پروانه ای!
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
آیا شنیده ای که میگویند بال زدن پروانه ای در جایی میتواند باعث گردباد در جای دیگر شود؟بله ، همان اثر پروانه ای!خنده داراست؟ نه ، بیا بنشین تا برایت اثبات کنم.اما این اثبات کاغذ و قلم نمیخواهد ، دل میخ
ساعات آخر
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
حرارت آفتاب اندک اندک بالا میکشید و خودی نشان میداد،ما هم خسته ی راه،در میانه ی بیابان کم کم تابلو خودش را نشان میداد و مسیر را نمایانمیکرد،دیگر چیزی نمانده تا رسیدن.پیاده که شدم تیغ آفتاب به صورتم
وصیت نامه
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
روی قبر نامم را ننویسید،آینه ای بگذارید تا هر کس بر سر مزارم آمد خودش را خوب ببیند.قبرم حتما بلند باشد تا نزدیکی اینه خوب حس بشود.اما داشته هایم را اینطور تقسیم کنید:چشمها؛از خیر چشمانم بگذرید.چشمانم
یک عاشقانه آرام
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
بیا بگیر عزیزمیک مشت کلمه برایت لای کاغذ پیچیدم ،اینها را خوب بخوان،دست آخر میخواهم بگویم دوستت دارم.ادم باش و با من راه بیا.نبینم سرپیچی کنی که خودم حسابت را میرسم.من هم که تازه سری در سرها شده ام ،