آخر حرفها - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
هر روز که بیدار میشوی با خود میگویی:امروز همان روز موعود است.با اعتماد بنفس در ذهنت مراحل را پشت سر هم و یکی یکی مرور میکنی و خوشحالی که قرار است سخت ترین کار ممکن را خیلی راحت انجام دهی.لباس میپوشی،
دهقان و درخت - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
زخم زدن عادت دهقان هاو ایستادن سرنوشت درخت!هر ضربه را دهقان محکم تر میزندآغوش درخت برایش باز تر میشوددهقان نمیداند ایستادن اجبار درخت استو هیچ درختی دوست ندارد سالهای سالفقط بایستداما دهقانایستادن رانخوت میفهمد نه اجبارو هر روز میخواهد نخوت درخت رابا تبر به زیر کشدفارغ از اینکه درخت در تب ضربه های ت...
معجزه خدا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
زندگی چیست جز لبخند تو که قاب زیبای صورتت آن را خلق میکند؟زندگی نفس های من نیست،نگاههای توست که اگر نباشد من هم نیستم.زندگی آغوش گرم توست حتی اگر آن کودک خرد مردی مثلا بزرگ شده باشد.آرامش دنبال شانه ه
آخرین روز شوال - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:20
دیوار های بلند و قطور با سیم های خاردار،خیابانی طولانی و چندین سیطره،تا رسیدن به روضه منوره ربع ساعت، راه هست البته با گام جوانی کمتر!هر چه نزدیکتر میشوی گنبد نمایان تر میشود.دیوار بلندی کشیده اند،نمی
میرزا علی اکبر برهان - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
خیلی وقت پیشتر از این،یکی از اهل منبر تهران که موثق به توثیق بزرگانند برای اینجانب نقل فرمودند : در یکی از مساجد تهران امام جماعت بودم.انجا شخصی بود بسیار بکا ، تا نام امام حسین علیه السلام می آمد شرو
به یاد مادربزرگم - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
حق بده ،ادم گاهی برود چند ده سال قبل از این همه تکثر ،در خانه ی مادر بزرگ ،اتاق ان طرف حیاط پنجره ی بزرگی داشت رو به حیاط وقتی باز می شد،انگار از بهشت نسیم می آمد داخل ، صدا میزدی فلانی سفره را بیاور
وقتی آزادی خواهی مرد و امپریالیسم در اریکه ی قدرت خوش رقصی کرد. - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
از خوزه مارتی تا فیدل کاسترو... و حالا از رائول کاسترو تا جان کریودست آخر خوش آمدی اوباما!!! وقتی آزادی خواهی مرد و امپریالیسم در اریکه ی قدرت خوش رقصی کرد. کمونیسمِ مثلا جهان شمول(!) ، آرزوی دیرینه ی
در رثای پاییز - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
کم کم که سردش شد لباسی ضخیم تر به تن کرد،نارنجی روشن،این لباسش را که میپوشد حس خوبی دارم.دوست دارم در آغوشش بکشم و کلی بوسه نثارش کنم!فصل را میگویم...از تابستان که بیرون میزنم صاف و مستقیم فقط دنبال
حکایت چشم... - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
امان از چشم ها که هزار هزار مرتبه بیشتر از زبان حرف میزنندبی خود نبود بچه تر که بودیم اولین نگار آموخت ما همین بود:چشم چشم دو ابرو...ساده و خنده دار است اما انگار قرار بوده از همان اول بیاموزیم این چش
یاد استاد - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
چند سال پیش از این که دوره ی کارشناسی را میگذراندم،در ترمی با استاد زند جبر خطی برداشتم.استادی مسلط و متین،خدایش بیامرزاد،مرد بزرگواری بود.درس جبر خطی شیرین است در میان آن همه دروس انتزاعی ریاضی درسی
خدا وکیلی... - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
خدا الان که خیلی گرسنه ام شده بجای اینکه برم سراغ قابلمه غذا که پر از ماکارونی هست، دوست دارم بشینم اینجا و برای تو که همین نزدیکایی بنویسم.خدایا تو تنها کسی هستی که میتونم باهاش حرف بزنم و سرزنشم نکن
شورش ۵۷ - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
حدود چهل سال پیش همین روزها بود که ماجرا تمام شد.سخت است چند ده سال برنامه بریزی و یک دفعه ببینی قافیه را باختی!مثل یک فیلم همه چیز مقابل چشمانت مرور سریع میشود و ...هر چه فکر میکنی نمیدانی چرا اینط
سرّ مکنونه - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
بسم الله الرحمن الرحيم صل اللهم علی الدلیل الیک فی الیل الالیل و الماسک من اسبابک بحبل الشرف الاطول و الناصع الحسب فی ذروة الکاهل الاعبل و الثابت القدم علی زحاليفها فی الزّمن الاول و علی اله الخیار ا
رسانه خائن - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 2:31
چندی پیش در صفحه اجتماعی یکی از دوستانم عکسی دیدم که توجهم را جلب کرد،عکس نمایشگر یک وانت بود که در پشت آن این جمله حک شده بود:"وقتی ارزشها عوض شود عوضی ها با ارزش میشوند!"فارغ از اینکه ایا عکس به اصط